![]() |
![]() |
|
| یک عشق... یک دیوانه... یک عاشق... یک پروانه... یک علی... یک نازنین... |
|
تو مثل طراوت لحظه ی دیدار دو عاشق می مونی... تو مثل لطافت ابر بهاری می مونی... تو مثل سکوت تنهایی شب، صدای نازنین عشق... تو مثل نم نم بارون خدایی می مونی... تو مثل نرگس خیس عاشقا، اشک چشای چشم به در... مثل لحظه ی ناب رهایی می مونی... .........................................
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 آبان1388ساعت 10:55 قبل از ظهر توسط ... |
|
|
ز همه دست کشیدم که تو باشی همه ام با تو بودن ز همه دست کشیدن دارد ...................................................... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 28 مهر1388ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط ... |
|
|
دفترعشقم با نام نازنین تو شروع شد... فصل اول... طلسم تتهایی ام را شکستی... قلب مرده ام را و روح افسرده ام را تسخیر کردی تا مرا در دریای آرام و عمیق عشقت غرق کنی... روزها با هم... شب ها با هم... اما گویا تقدیر دلتنگی بود... دلتنگی چه زود... فصل دوم... از آن روزهای با هم بودن از آن شبهای تنهایی و اشک، روزها و شبها ست که گذشته و می گذرد.. و تنها چیزی که برجای مانده همان احساس لطیف عشق توست... هنوز که هنوز است برگ برگ ان پر است از یاد و نام و صدای تو... و هر ازگاهی پنجره ی احساسم را بازمی کنم، بلکه شلید... فصل سوم... از این جا برگ های دفترم نارنجیست... فصل فراق.. فصل غم... و این دفتر فصل آخری نخواهد داشت...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 5 مهر1388ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط ... |
|
|
تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم... ................................................... من فریادی بی صدایم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 4:30 قبل از ظهر توسط ... |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر تمام دنیا بخواهند تو را فراموش کنم اگر تمام دریاها اشک دلتنگی های من بشود به خدا قسم که همیشه در یادم باقی خواهی ماند.
|
| همراهانم |
|
نقطه سر خط آسمون آبی نیمه سوخته عشق الهی عشق در اوج تنهایی دلتنگی هایم من و تنهایی |
|
RSS
|